|
|
| Home | Members | Music | Groups | Videos | Classifieds | Photos | Blogs | site language | News | Invite your friends | invisble scanner |
's blogs
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود/ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود
&&&
منه دیوانه چو زلف تورها میکردم/هیچ لایقترم از حلقه ی زنجیر نبود
&&&
یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد /که در او آه مرا قوت تاثیر نبود
&&&
سر ز حسرت بدر میکده ها برکردم/چو شناسای تو در صومعه یک پیر نبود
&&&
نازنین تر ز قدرت در چمن ناز نرست/خوشتراز نقش تو در عالم تصویر نبود
&&&
آن کشیدم زتو ای آتش هجران ،که چو شمع/جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود.....
نیستی حالم خرابه /تورو با یکی دیگه دیدم /داغون شدم مردم /ولی باز تورو بخشیدم/نیستی دلشوره دارم /میبینم تورو تو چشماش /این تقدیر بی رحمه با من/عشقه من برو نذار تنهام/نیستی حال من خرابه /نیستی دستام سرده سرده/چشام تورو با اون دید و دلم باور نکرد/نیستی و هوای این گریه داره بغضمو میشکنه /من مردم دستای تو قاتل منه/رفتی ،از آغوش راحت/باز منم تنها وخاموش چراغم/چه بی اعتنا رفتی،هه نفهمیدم حس من واست یه تفریحه/تو که میدونستی وجود تو ترک درداس/تو میدونستی نبودتو مرگ فرداس/ولی آروم آروم،زیر بارون داغون؛/قدم میزنم توام شادی بااون یارو/سراپا گوش بودم وقتی تو داشتی حرفی /و حالا که بت نیاز دارم گذاشتی رفتی/باشه منم میزنم رگ این گردنو /که رفتم دیگه پیشت برنمیگردم/ولی روزی رو میبینم که یارت سیره /از تو یکی دیگه از کنارت میره /به هر دستی بدی میگیری از همون دست /این نفرین من نیست بازیه زمونس /اون میخواد دلتو با حرفاش خام شه ،صب کن بذار یکم یخ هاش آب شه/وقتی میفهمی چه کسی پشته رو بنده که به احساست بزنه یه مشت کوبنده /نیستی حال من خرابه.........واقعا چی میشد اگه همه ی اونایی که دارن ادعای شیرین فرهاد لیلی و مجنون ،بیژن ومنیژه. بودنو میکنن و خیلی راحت میذارن میرن (روی صحبتم با مرد یا زن نیست ،به جفت طرفم دارم میگم )میفهمیدن و درک میکردن اینی که داری از یه ارتفاع بلند به اسم دلبستگی میندازی ورهاش میکنی ،دله!!موجودبودن انسان به دلشه نکن بخدا گناه داره ..فکر صاب دلم باش ...وقتی بی دلش کردی اونم میشه مثل تو ..دیگه دل دیگران براش مهم نیست میزنه میشکنه ،زیر پا له میکنه ،دیگه مهم نیست که چی میشه !بازم میگم نکن بخدا گناه داره، دله.....
چه شبها که بیاد تو کلمات را بیدار نگه داشتم و با آنها از تو گفته ام و از تو شنیدم...
چه روز ها که منتظر طوفان نوح بوده ام ،منتظر زلزله ای بودم که بیاد مرا ویران کند...
منتظر آتشی بودم که بی امان برمن ببارد و حتی خاکستری هم از من باقی نگذارد.
منتظر بارانی که مرابشورید جاریم کند مانند رودی خروشان بردل صخره ای جوان .
اگر رود شوم هرگز به طرف دریا نمیروم ،از موج ها میگریزم ،هیاهو را دوس ندارم ؛اگر باران بیاد و من رود شوم به تو میپوندم ای کویر گسترده و خاموش!
در تو میتوانم عطش چندین هزار ساله ام را ببینم،درتو میتوانم تمام دریاها را پیدا کنم .
ای کویر راز آلود !تورا سطر سطر میخوانم و رویاهای شیرینم را با تو میگویم .اگر تو باشی مرا چه حاجت به ابرهای روزمره و سنگ های ساکت ؟اگرتو باشی این چشمه های حقیر به چه کارم آیند ؟دوست دارم آنقدر از تو بگویم که دنیا به پایان برسد ،دوست دارم کلماتم را پیش پای تو قربانی کنم.
دست های تو کجا زندگی میکنن؟چشم های تو کجا شب را به روز میآورند؟قلب نازک تو روی کدام قله ترانه میخواند؟
مرابه مزعه های ازل ببر، به جزیره ((دوستت دارم))،مرا به ساحل کبوتر ،مرا به دشتهای عسل ببر...
مرا در این برزخ سرد که نه گل دارد ونه سنجاقک ،تنها مگذار!مرا دراین شبهایی که عکس ماه در هیچ آیینه ای پیدا نیست سرگردان مپسند!
من با این همه حرفی که در دل مانده چه کنم؟مرا در این کاغدهای سپید حبس مکن بگذار پرواز کنم تا بی نهایت آنقدر اشک بریزم که تمام دنیا دریا شود آنقدر سرود مهر بخوانم که تمام دلها عاشق شوند ...تورا بخدا مرا اینگونه نخواه سرد و اسیر در چنگال کلمات!
میان منو تو دریایی مغرور ،فرعون وار میخروشد.با موسی (ع)دریا را میشکافم و بتو میرسم...
خیلی ممنون ،اینقد آسون ،منو داغون کرد
ی/واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی
/تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی،واسه چی منو به محبت دو روزه مهمون کردی .
/همه عالم میدونستن که بری میمرم ،اما رفتیو همه عالمو حیرون کردی
..
/خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
/خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمیگذرم
/من حواسم بتو بودو تو دلت سربه هوا
/با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
/من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
/مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی
/همه عالم میدونستن که بری میمیرم اما رفتیو همه عالمو حیرون کردی
/خیلی ممنون،واسه هرچی که آوردی به سرم
/خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمیگذرم...
...دوستان با احساس بخونید شعر سیاووشمو خراب نکنید....
لاستیک ها پس از جند سال کار ،کم کم فرسوده وصاف میشوند.و شیار های آن از بین میرود با این همه مانشانی از ذرات ساییده شده لاستیک ها در جاده ها نمیبینیم (بجز هنگام ترمز های شدید یا ترکیدگی لاستیک ها)،این ذرات ،سطح بزرگراه ها را هم سیاه نمیکنند پس کجا میروند.؟؟؟؟؟؟؟
مدت هاست توجه صنعت اتومبیل سازی ؛لاستیک سازی وبرخی کارشناسان مستقل محیط زیست ،به این نکته توجه دارند که ظاهرا بی اهمیت است.جلب شده است.دونفر کارشناس بخش شیمی شرکت اتومبیل سازی فورد تخمین زده اند که سالانه حدود 6000000تن از این ذرات از لاستیک وسایل نقلیه آمریکایی جدا میشود .بعید بنظر میرسید که تمام این ذرات که سلامت انسان را به خطر می اندازد در هوا معلق باشند .از این رو کارشناسان به فکر فرو رفته اند تا ببینند ذرات لاستیک چگونه ناپدید میشوند......
انها برای اندازه گیری وبررسی فرسودگی لاستیک ها آزمایشی را در سه شرایط مکانی متفاوت انجام دادند و در هر مرحله نیز با مشکلاتی مواجه شدند...اولین آزمایش در یک مکان بسته صورت گرفت که بدلیل نبود هوا ذرات جدا شده به سطح جاده های مصنوعی میچسبیدند محققان که میدانستند در شریط معمولی در بزرگراه ها به چنین نتیجه نمیرسند پس بی خیال فضای بسته شدند....دومین آزمایش در سطح بزرگراه ها انجام شد و دانشمندان متوجه شدند که باد باران تردد اتومبیل مانع از جمع آوری ذرات در طول دراز مدت میشود به علاوه کارگرانی که مسءول نگه داری جاده ها بودند و گه گاه جاده ها تمیز میکردند مانع از اندازه گیری در طول دراز مدت این ذرات میشدند ..مرحله سوم آزمایش در داخل تونل انجام شد .ظاهرا این آزمایش میتوانست بیشترین ذرات جدا شده از لاستیک ها را نشان بدهد...با این همه سطح جاده ها ر داخل تونل ها کمتر موجب ساییدگی لاستیک ها میشد واین کمی قیاس رو مشکل کرد...
با این همه ترکیب نتایج این آزمایشات ؛اطلاعات بسیاری از اینکه چه بر سر این ذرات می آید بدست میدهد...
بیشتر ذرات ساییده شده از طریق اکسیداسیون و دی ولکانیزاسیون .تجزیه میشوند تخمین زده میشود 30%استیرین بوتان از طریق دی ولکانیزاسیون از بین میرود به علاوه آب باد بارون وفعالیت میکروب ها سریعتر از هر عامل دیگری سبب محو شدن ذرات ساییده شده لاستیک میشوند واز آنجا ذرات ساییده شده سنگین تر از آن هستند که وارد هوا شوند بیشتر از 95%آنها بر زمین مینشینند وهوا را آلوده نمیکنند
یک قاشق ماست ویک قاشق گل ریواس الک شده را باهم مخلوط کنید وبعداز حمام کردن در شرایطی که صورت کاملا تمیز است این مواد را روی بینی گذاشته و بعد چند دقیقه بشویید
یک گلابی رسیده را خورد کنید و بعد به صورت خود بمالید....نیم ساعت بعد آن را با پنبه آعشته به گلاب بشویید
دو عدد لیمو ترش را باید آب گرفته وبا یک قاشق عسل گرم مخلوط کرده و یک قاشق چایخوری گلاب نیز به آن آضافه کنید و با پنبه به پوست خود بمالید.....دورچشم ولب های خود را به این مواد آغشته نکنید...بعد 20دقیقه صورت خودرا بشویید
دو قاشق چایخوری بادام تازه وآسیاب شده را با یک قاشق چایخوری عسل مرغوب ،مخلوط کنید و 10قطره آب لیموی تازه به آن بیفزایید واز این محلول برای پاک کردن صورت خود استفاده کرده و سپس صورت خود را با آب ولرم بشویید...
قبل از آرایش دوعدد زرده تخم مرغ را با یک قاشق چایخوری روغن زیتون وروغن بادام و یک قاشق آب لیمو خوب مخلوط میکنیم و به مدت 15دقیقه روی صورت بگذارید و با آب ولرم بشویید......
هرچه در دنیا اتفاق می افتد ،یا مارا بیدار میکند یا مارا به خواب فرو میبرد ...ماهستیم که انتخاب کنیم بیدار شویم یا خوابمان ببرد...
چناچه در مقابل الگوهای رفتاری وفکری قدیمی مقاومت کنید وبجای آنکه از روی عادت به چنین الگوهایی پناه ببرید الگوهای جدیدی در نظر بگیرید .آن روز روز موفقی خواهد بود...///
چنانچه کسی یا چیزی را بهتر درک کنید ،آن روز ،روز موفقی خواهد بود////
چنانچه با خودتان ودیگران مهربانتر باشید ،آن روز ،روز موفقی خواهد بود....//
چنانچه باخودتان و دیگران اندکی صبورتر باشید آن روز. روز موفقی خواهد بود..
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
که تو یکشب بگویی،دوستم داری تو،میدانم
//////غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست......
ومن امشب قسم خوردم تورا هرگز نرنجانم.......
بجان هرچه عاشق توی این دنیای پرغوغاست ....
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم .......بدون تو شبی تنها وبی فانوس خواهم مرد .....
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم....
راز1---تمام آنچه به منظور خوشحالی وخوشبختی واقعی بدان نیاز است در درون خودتان است
2-------هدف زندگانی آن است که تمام توانایی های بالقوه خود در مقام انسان وبهترین خویشتن خویش و نیز بیشترین رشد را از خود ظاهر سازد
3-----تغییر نه تنها میسر واماکان پذیر بلکه اجتناب ناپذیر است. بنابراین خود را تسلیم جریان زندگی سازید
4------تمامی مشکلات ،موانع ومصاءب زندگی در واقع درس هایی آموزنده اند که به لباس مبدل در آمده اند .بنابراین آنها را گرامی بدارید واز آنها بیاموزید
5----تلقی شما از واقعیت ساخته وپرداخته فکر ذهن شماست .بنابراین بیاموزید که ذهنتان را دوستدار خود کنید.
6----ترس ،سرزندگی ونشاط را از شما میرباید.
7----اول عشق به خود بعد دیگری
8--------تمامی روابط آیینه هایی هستند که خودتان را در آن میبینید و تمام مردم آموزگارتان به شمار می آیند
9------آزادی واقعی در نحوه پاسخ دهی، واکنش رفتار شما در قبال دنیا وآنچه برایتان اتفاق می افتد نهفته است ،نه در بخت اقبال وسهل گیری ایام روزگار......
10----پرسش هرچه که باشد پاسخ همواره عشق است....
ابله را از شش چیز میتوان شناخت.....1-خشم بی سبب2-سخن بی حاصل3-تغییر بی ترقی4-تجسس بی دلیل5-اعتماد کردن به بیگانه6-دشمن را بجای دوست گرفتن
شما هرگز مرتکب اشتباه نمیشوید ...چیزی به نام اشتباه وجود ندارد ...تنها چیزی که وجود دارد ((درس های آموخته شده))و((درس های آموخته نشده))هستند
هر آنچه ذهن میتواند تصور کند میتواند انجام دهد.
//(دبلیو کلمنت استون)//
**********************************
برای بدست آوردن عشق ..........خود را با آن سرشار کنید تا تبدیل به یک مغناطیس شوید.
//(چالز هنل))//
*********************************
پیر شدن یعنی ذهن محدود داشتن.....
//*********************************ذهن الهی تنها حقیقت ویگانه حقیقت است.
//((چالز فیلمور))-//
و قبایلی هم هستند که آدم خوارند ومسافر مهمان را کباب میکنند؛؛؛؛؛؛
اما شما.......از قبایل آدم خواران نیستید ..
به کلاس های تءاتر میروید
نقاشی و رقص را میشناسید واز قبایل آدم خواران نیستید ...
وقبایلی هم هستند
که از گوشت پیران قبیله شان تغذیه میکنند......
واز مسافران غریبه میترسند
شما اما
حرمت پیر هایتان را نگه می دارید....
واز مسافران و غریبه ها ترسی ندارید.
شما
از قبایل آدم خواران نیستید ..به نمایشگاه ها ورستوران های تمیز میروید
لبخند میزنید
ویکدیگر را میخورید
واز قبایل آدم خواران نیستید
خوابها ی گوارا شیرین اند
............به شرط آنکه بیدارشده باشی.
مار و مگس در دنیا بی شمارند ........اما من از مگسی حرف میزنم که شانه های مرا نیش میزنند......
مار ومگس در دنیا بی شمارند اما من از تلاطم ماری حرف میزنم ..که در خونم رفته. است وآشیانه گرمی جز قلبم ندارد..
Results per page:
Description
Categories
|
|
Copyright © 2012 yahoo360iran.com





